Beginning|آغاز

 

20151216_101303
Calgary, December 2015

 

گالری نامه، آغاز
سه سالی از مهاجرت من به کانادا می گذره و در تمام این مدت، خاطرات ریز و درشتم رو به روایت عکس گه گاه با جملات کوتاه و بلند، در صفحه ی شخصی اینستاگرامم با دوستان نزدیک ترم تقسیم کردم. روزی که وارد خاک کانادا شدم رو به خوبی یادمه. (در کل دو سه تا خاطره کلا توو مغز من به این شفافی وجود ندارن.) بارون می اومد. هوا خاکستری بود. مه غلیظ بود. قطره های بارون نشسته بودن روی شیشه ی کوچیک هواپیما. موقع پیاده شدن از هواپیما، یه سری کارکنان فرودگاه با لباس کابوی قرمز و کلاه سفید خوشامد گویی می کردن. برخلاف فرودگاه پر هیاهوی فرانکفورت، کف فرودگاه کلگری موکت بود و وقتی راه می رفتم یا چمدون دستیم رو روش می کشیدم هیچ صدای بلندی تولید نمیشد. وقتی از کنار صندلی های انتظار هم رد شدم، متوجه شدم صدنلی ها روکش چرمی نرمی دارن. (اگه فرودگاه های زیادی رفته باشین، حتما می دونین که هر فرودگاهی صندلی چرمی نرم نداره. معمولا از این فلزی سفت ها هستن.) خلاصه، سرتون رو درد نیارم. سکوت بود. همه جا آروم بود. وقتی از شهر شلوغ پلوغی مثل تهران بری جای خلوت و آروم، طبیعیه که سکوت اولین چیزی باشه که توجهت رو جلب کنه. حالا نمی خوام اینجا رو تبدیل کنم به دفتر خاطرات مهاجرتم. برای کار دیگه ای اینجام. از وقتی که دوره ی کارشناسی ارشدم تموم شده توو فکر شروع یه گالری نامه بودم. اونایی که از دور و نزدیک در جریان حال و هوای زندگی من هستن، می دونن که من به عکاسی و نوشتن هم علاقه دارم. از اونجایی که دلم می خواد در نوشتن نقد آثار هنری پیشرفت کنم، قراره از این به بعد یه دوربین بندازم گردنم و راه بیفتم برم گالری های مختلف ونکوور و از آثار هنری عکاسی کنم بعد بیام براتون درباره ی هنرمند آثار و محتوای آثار متنی بنویسم. اینجوری هم خودم تشویق میشم به گالری گردی و نقد نویسی، هم یه اطلاعاتی درباره ی حال و هوای محیط هنری معاصر کانادا به هنردوستان می دم. فکرای خیلی زیادی الان توی سرم درحال ورجه وورجه کردن هستن، اما فعلا به همین مقدمه ی کوتاه بسنده می کنم. گالری نامه به دو زبان انگلیسی و فارسی خواهد بود. اصلا هم قرار نیست که یکی ترجمه ی کلمه به کلمه ی اون یکی باشه. بلکه هرکدوم حال و هوای خودشون رو خواهند داشت

Well, it has been three years since I moved to Canada. I never forget the day I landed in Calgary. It was a rainy afternoon. The weather was gray, dull and gloomy. The whole airport was under a heavy fog. Once I got out of the plane, I noticed these nice and friendly looking men and women wearing red cowboy outfits with white cowboy hats. They were kindly welcoming people to Calgary. The first thing that caught my attention was the carpet flooring. Unlike the Frankfort airport, Calgary’s airport was unexpectedly quiet. When people were walking on the carpet, there were no loud noises. As a person who has lived in a city with a population of over 13 million people, this silence increased the level of my stress and loneliness. And the waiting seats! They were all made of faux leather, looking very comfortable. Being in this atmosphere made me realize how far from home I was. Two continents.
Okay, guess that is enough for first landing flash backs.  Since graduating from my MFA program, I have been thinking of starting a blog about the various exhibitions and galleries in Vancouver. As I am interested in writing and taking photos, blogging might be a good combination of these two skills. Having the chance to write for a group of audiences will also motivate me to go out more and visit more galleries in the city regularly. I am also going to challenge my critical thinking and writing more often. My hope is that one day, this blog will become an influential and valuable source of information about galleries and artists displaying their works in Vancouver. I will write these posts in both Farsi and English languages. I guess the playful side of my character would be more visible in my Farsi texts, as I am not really trained to write critical writing in Farsi! I wrote my first artist statement in English. Two years later, I had to write an artist statement in Farsi for an exhibition in Tehran, and believe me, it took me days to finish it. So, writing critical reviews in Farsi will be a great exercise for me as well. Thank you for visiting me and stay tuned for my upcoming blogs. We’re going to have a lot of fun!